دنیای اپ های ایرانی

ویرگول که از زیر عینکش به ریخت و پاش اپ های کم سن و سال نگاه می‌کرد و آه می‌کشید، آی گپ با سیس اتو کشیده شبیه اون پسر خرخونه کلاس شده بود و روبیکا با پیژامه مربعی و کراوات سبزی که روی بافتنی ضخیمش بسته بود سعی می‌کرد بایسکشوالی برای همه فصول باشه! ایتا خودشو عین عمه های لجباز فامیل گرفته بود که حالا که منو تبلیغ نمی‌کنید تو صدا سیما منم دیگه کاربر جدید نمیگیرم، برید همون سروش پلاستون! ویراستی عین شوهر عمه ای بود که حتی توی وضعیت جنگی هم سگ محلش نمیذاشت و ملت ترجیه میدادن کلی هزینه کنن برن تویت بزنن. اپارت با قیافه املاکی لاشی که نونش تو روغنه به یوتیوب های بدبخت چشمک میزد. مایکت و بازار مثل خار و برادر میزدن سرو کله همدیگه و ایرانسل من مثل دزد سر گردنه از پشت ذره بین مفلوک نگاه می‌کرد که کی حواسم نیست تا شارژم ببلعه

نظرات (0) پسند ()

دنبال‌کنندگان مشاهده همه

آمار بازدید

بازدیدکنندگان آنلاین 1
بازدید امروز 3
بازدید گوگل امروز 1
بازدیدکنندگان امروز 2
بازدیدکنندگان دیروز 10
بازدیدکنندگان هفتگی 29
بازدیدکنندگان ماهانه 158

چیزی برای جستجو تایپ کنید

ذهن نگاشت
ذهن نگاشت
یادداشت ذهنی

موقت مینویسم